تبلیغات

ads

یک روز ازمایشگاهی

41 views
۱۰ام اردیبهشت ۱۳۹۶
سلام سلام. 
الان اسمان تو ازمایشگاه و پیش خرگوشها تشریف داره. خرگوش نیمه خوابم هم روی میزه و پمپ و کلی سیم میم بهش وصله. بگذار اول یک توضیح بدم ازمایش invivo چیه و احوال خرگوش را بپرسیم بعد بریم سراغ خودم.  ازمایش این وی وو به ازمایشی میگن که قراره روی موجود زنده انجام بشه.  درواقع جز ازمایشهای فارماکو کینتیک هست. خوب حالا از این کلمه های قلنبه سلمبه بیاییم بیرون و سر راست بگم  چیکار میکنم. اول توی دو مرحله موهای پشتش را کامل میزنیم. ماشالا خرمن موی سفید. دیگه هیچی مو نباید بمونه. بعد روزی که ازمایش دارم اول یک ارامش بخش بهش میزنم بعد یکسری لوله نازک که از سر سوزن نازکتر هست و قبلا خودم ساختم (مایکرودیالیز) را زیر پوستش میگذارم. باید تموم سعیم را بکنم که کاملا سطحی زیر پوستش باشه . بعد این لوله های خیلی نازک را به سرنگهای که به پمپ وصل هست وصل میکنیم و با سرعت میکرو لیتر در دقیقه سرم پمپ میکنیم و بعد هم کرم یا پمادی که در نظر داریم به اندازه مشخص  روی پوستش میمالیم و اخر دست میبینیم چقدر از این دارو به زیر پوست رفته و توسط همون لوله های نازک که بخشیش نفوذپذیره دارو را جمع میکنیم و بعد با hplc اندازه میگیریم. اینطوری هست که معلوم میشه ایا مثلا این کرم یا پماد که ادعا داره این دوز را داره دقیقا چقدرش جذب پوست میشه و به زیر پوست میرسه. خوب من برم یکم کار خرگوشی بکنم دوباره میام. من دوباره اومدم. 
براتون بگم از ساعت 10 صبح که اومدم تا خود ساعت 5 یکسره سرپا بودم . الان هم حدود دوساعته که نیم ساعت سر پام و نیم ساعت نشسته. هرچند فکر نمیکنم خیلی دوام داشته باشه. چون یواش یواش خانم خرگوش بیدار میشه و شروع به تکون خوردن میکنه و باید مداوم بالا سرش باشیم تا به ازمایش گند نزنه. یک شات دیگه ارامبخش میدم و خلاصه این پروسه تا 11 شب ادامه داره. فردا خونه ام اما دوشنبه سه شنبه چهارشنبه و پنجشنبه همین اش و همین کاسه. یعنی تقریبا یک ماهه حداقل ساعتی که یا سرکار یا ازمایشگاه بودم 8 ساعت بوده و اکثرا در حد 12-13 کار در روز بوده. یکبار هم که رکورد شکوندم 16 ساعت ازمایشگاه بودم. و این است اوضاع و احوال اسمانی. تازه این وسط هفته دیگه هم جشن فارغ التحصیلیمه. چه شیر تو شیریه.
بچه ها من فعلا باای. اگه جونی برام بود میام یک پست دیگه میذارم. 
اووخ کمرم صاف نمیشه

فضیلت های ماه شعبان

39 views
۹ام اردیبهشت ۱۳۹۶

 شعبان ماه بسیار شریفى است و منسوب به حضرت سید انبیاء حضرت محمد صلى الله علیه و آله است، آن حضرت این ماه را روزه می‌گرفت و به ماه رمضان‏ وصل مى‏‌کرد و مى‌فرمود: شعبان، ماه من است هر که یک روز از ماه مرا روزه بگیرد بهشت برای او واجب می‌شود.

از حضرت صادق(ع) روایت شده است که چون ماه شعبان فرا می‌رسید امام زین العابدین(ع) اصحاب خود را جمع مى‌نمود و مى‌فرمود اى اصحاب من مى‌دانید این چه ماهى است؟ این ماه شعبان است و حضرت رسول(ص) مى‌فرمود: شعبان ماه من است پس در این ماه براى جلب محبت پیغمبر خود و براى تقرّب به سوى پروردگار خود روزه بدارید. به حقّ آن خدایى که جان علىّ بن الحسین به دست قدرت اوست سوگند یاد مى‌کنم که از پدرم حسین بن على(ع) شنیدم که فرمود شنیدم از امیرالمؤمنین(ع) که هر که روزه بگیرد در ماه شعبان براى جلب محبّت پیغمبر خدا و تقرّب به سوى خدا؛ خداوند او را دوست می‌دارد و در روز قیامت کرامت خود را نصیب او می‌گرداند و بهشت را براى او واجب می‌کند.

ادامه مطلب

مناظرۀ اول

39 views
۹ام اردیبهشت ۱۳۹۶

درود بر آقای جهانگیری که روشن و پوست‌کنده گفت که برای چه پا به عرصه گذاشته یا گذاشته‌اند؛ 

درد مردم و رسیدن به داد آنها؟ ابدا؛ 

دفاع از حق مظلومان و ستادن حق آنها؟ اصلا؛

فقط حزب من و حزب من و حزب من؛


ای خدای من!

مردم به فکر هزار درد و هزار مشکل لاینحل؛ اینها به فکر من و حزب و عقده‌های شخصی.

بازار راکد و سفره‌های خالی و چهره‌های از غم چروکیده ...

به امید کسی که از راه رسد و گِره، فقط یک گره از کارشان بُگشاید.

آن وقت بنشینند و ببینند این گل و بلبل ترسیم کردن‌های واهی؛ این برای خود و حزبِ خودْ حرص‌زدن‌ها و این بچه‌بازی‌ها را ...

چقدر رعایت شرع و تذکر اخلاقی!


ای خدای من! 

عجب نمایشی بود دیروز؛ کدام رقیب! کدام برنامه! کدام نقد سازنده! کدام مردم! کدام دارو! کدام درمان!

کانال تلگرام : 

موتسارت

28 views
۸ام اردیبهشت ۱۳۹۶

اجتماع،آشغالیست که
از ماشین پرت میشود
سیاست،
گُهیست هم خرج ِ رمانهای عاشقانه.
تز ِ روانشناسان اش؛
همبستر شدن است در مِه

من اما بستری شده ام میان هم تختهای یابو

*رودخانه های سخت پوستها
کلی پنجره دارند*
با صندلی وسط باغ آلبالو
کَک ها قِل میخورند
هواشناسان اش هوا را
موتسارت پیشبینی کرده اند

من نتوانستم بخواب بزنم با چشم های بی بو



شهری که قشنگ است
حتمن روز ِ تعطیلی اش است
سربازی که به جَنگ میرود هم
زندگی اش مرخصی اش است
گزارشگران اش گزارش کرده اند
کار دیوانه ها شرکت در مناظره است

تا همه بتوانند شادی کنند با "سوپرماریو"!



اجتماع،مردمیست که
با آشغال حرف میزنند
سیاست،
داستان کوتاهیست وسط ِ شعر
جامعه شناسان اش معتقدند؛
فندک را از آسایشگاه دزدیده اند!

من اما آب پشت سدّی هستم گُر گرفته
نتوانستم مسخره کنم سگی که فیگور گرفته
تا همه دفن شوند در تابوت ِ تابوی ِ پیشگو



جوادرمضان
هشتم اردیبهشت ۹۶

پ ن:خط*دار از آتیلا رمضان است.

نیمه ی روز مبادا

26 views
۸ام اردیبهشت ۱۳۹۶
عکس و تصویر و ماهی ها همیشه ماهی قرمز کوچک نیستند!


همه ی آدمها کسی را درونشان دارند.

یکنفر ،

که انگار گذاشتند کنار ، برای "روز مبادا"...!

که شاید کسی از بین این همه پیدایش کند!

بگردید درون آدم های اطرافتان ؛

و "آدم روز مبادایش" را بیاورید بیرون...

خوب بگردید و نیمه ی دوست داشتنی درونشان ،

که از ترس این همه ناکس مخفی اش کردند پیدا کنید

اما...

خدا را...خدا را...

"آدم روز مبادا"ی هیچ کس را از او نگیرید!

که یکباره ؛

آدم شاد و پرسروصدای دیروز

ساکت میشود،غمگین میشود،آشوب میشود!

بگردید نیمه ی بکر آدم های اطرافتان را پیدا کنید.

تا بچشید معنی عشق را

و اگر پیدایش کردید خوب مواظبش باشید

که ترک میخورد...

میشکند...

می میرد!








صالحه.ن

پ.ن:مشکوکم به آدم های اطرافم...همه متهم به قتل...کسی نیمه ی روز مبادای مرا کشته

بعدا نوشت:واسه مشکلی ک بخش نظرا داره ازتون عذر خواهی میکنم..نمیدونم چیکار میتونم بکنم!
که امر واجبی داشتید از سمت راست منوی اصلی، صفحه تماس با ما رو انتخاب کنید در خدمتم:)



ایها النور سلام

27 views
۸ام اردیبهشت ۱۳۹۶
عکس و تصویر سلام لینک گروه یا مهدی فاطمه (عج) در تلگرام https://telegram.me/joinchat/AtZMoAJIztiPFL9-pfRgRA

شما نورید!

همین قدر روشن ،

همین قدر مهربان ،

همین قدر آقا..!

ایها النور سلام:)

کی چشممان به جمالتان روشن خواهد شد؟









صالحه.ن

نقل قول نوشت:«بگو چه شد که انقدر دوستت دارم؟»


شعر شوخیا

22 views
۸ام اردیبهشت ۱۳۹۶
هی میگوید بروی پائینتر اوضاع بهتر میشود
میروم میروم میروم
لیسم سرکیسه میشود،گیسش تاریک‌تر میشود
میبَرم میبَرم میبُرم
باید فکری بحال سکس کرد و فکرش را نَکرد
باید به قبرها گفت:زندگی تا کجا ما را بِکرد
میدهی میدهد میدهم
میکند میکنی میزنم
میکنم میپَرد میدَرم
بوی پیله گرفته از تنَم
ران به قیمت سُس است و زانو برای فشار
ناف،مُحرک است و شکم پراز آبدوغ خیار
دستها با ناخنی که می‌کشند یک پِلان ِ تار
آفریقا روشن میشود در محله های غُرقدار
ساکتش رامیشنوم
حتمن شنیده میشنوم
میخرم میخرم میخرم
سینه هایی که سِفت کرده با هاله هایش
و گلویی که شادَست از غمگینانه هایش


این یک عروسک است که سرش بریده شده
چشم با لب و بینی با چانه با هم غریبه شده
یکصده است که در خانه ی من میهمان است
این مهمان صدساله بسرش زده :حامله شده!
دنبال بچه ای میگردد که روزها پدر بخواهد
وقتی که شب شد پدرش از شادی بشاشد
این یک عروسک است که صدسال سیاهترَست
که لخت در بغل اسباب بازیهایش شاهزاده ست
من این فاجعه را وقتی به چشمهایم دیده ام که
دویده دویده میدوم



جوادرمضان
اردیبهشت ۹۶

ته بندی !!

27 views
۷ام اردیبهشت ۱۳۹۶
با خر ِ خود میروم چُسناله هاتان مُستدام!
غرق میشم توی ساحل،بندرم را پس بده

جوادرمضان

ازمایش خرگوشی

28 views
۶ام اردیبهشت ۱۳۹۶
سلام بر بیمعرفتان گروه. اقا خانم من یک مدته  بدجور گرفتار تز هستیم برگشتم میبینم دریغ از یک کامنت. تازه دوتا پست پشت هم گذشته بودم و هیچی. خوب ایراد نداره. من با کامنت و بی کامنت ادامه میدم. 
براتون بگم یک مدته ازمایشهای invivo یا بعبارتی بخش تست روی خرگوش شروع شده. شنیده بودم ازمایشهای invivo بخاطر حضور موجود زنده سخت تر هست اما تا شروع نکردم نفهمیدم چقدر سخت. براتون بگم سری اول که ازمایش را انجام دادم ساعت 9 صبح که رفتم ازمایشگاه تا ساعت 12:30 شب اونجا بودم و اونقدر درگیر که حتی فرصت نکردم ناهار بخورم. تستهای بعدی یک کمک موقتی داشتم که کار کمی سبکتر بود اما بهرحال تا ساعت 11 شب طول کشید. دوبار هم ازمایش نصفه موند که خرگوش نیمه بیهوشم از توی محافظ پارچه ای پرید بیرون و همه سیم میمها قطع شد. دو تا سه بار دیگه این تست با موفقیت و کامل انجام بشه. این بخش تمومه و با انجام یک چندتا ازمایش کوچیک دیگه کلا میتونم شروع به نوشتن تز کنم. 
جشن فارغ التحصیلی هم که ده روز دیگه هست البته دفاعم میمونه برای تیر و مرداد.  اینترنشیپ هم که متاسفانه جور نشد. خوب امروز هم قرار بود تست خرگوشی انجام بدم اما چون دیروز و فردا  هم تست خرگوشی داشتم و دارم، تصمیم گرفتم امروز فقط برم دانشگاه و کارهای عقب مونده جمع اوری و تحلیل داده ها را انجام بدم. اوخ اوخ ظهر داره میشه من هنوز خونه ام. خوب فعلا خدافظ.

از بحث تا اصلح

36 views
۶ام اردیبهشت ۱۳۹۶


انواع بحث‌های سیاسی انتخاباتی

1- سخن‌گفتن در جمع موافقان و معرکه‌گرفتن در بین ایشان و تأییدگرفتن از آنها.

2- هدایت دیگرانی که از شما حرف‌شنوی دارند.

3- یکی به دو کردن با دگراندیشان یا مخالفان.


این سومی چیزی شبیه کشیدن اعصاب، روی دیوار سیمانی است؛ چون خواهید دید یکِ شما را به ده، بلکه صد پاسخ می‌گویند به اضافۀ انکار یا ایجاد تردید در اصل دین و ملیت شما و آنچه در این نوع تقریباً نیست یا به زحمت یافت می‌شود یک بحث منطقی آبرومندانه است. 

بنابراین انسان عاقل خود را درگیر چنین بحثی نمی‌کند؛ مگر آنکه به این فحش و سایشِ عصبی، علاقه‌مند باشد یا این بحث‌های بی‌اثر را وظیفه(!) بداند.


تعهد و تخصص

فرض کنید نیاز فوری به یک جراحی قلب باز دارید و فقط دو جراح آماده هستند سینۀ شما را شکافته، قلبتان را مداوا کنند و الآن هم منتظر انتخاب شمایند. 

با اینکه هر دو متخصص‌اند؛ اما یکی در عمل از تخصص و  تجربۀ چندانی برخوردار نیست؛ ولی در عمل به اعمال مذهبی به ویژه رعایت حلال و حرام پرآوازه است. دیگری نامسلمانی است که حتی جهت قبله را هم نمی‌داند؛ اما در جراحی قلب، شهرتی جهانی دارد؛ شما قلبتان را به کدام می‌سپارید؟

اولی منتخب کسانی است که تعهد(به معنایی که گذشت) را مقدم بر تخصص می‌دانند و دومی برگزیدۀ آنانی است که تخصص(کاربَلَدی) برایشان اولویت دارد.

حضور کارگزارانی متخصص اما کم‌تعهد در بین کارگزاران امام علی(ع) به مانند زیاد بن ابیه، منذر بن جارود و نعمان بن عجلان نشان می‌دهد که برخلاف علاقه و یا باور برخی، از نظر پیشوایان دین، اولویت با تخصص است. (ر.ک به دانش‌نامۀ امیرالمؤمنین ع، ج13، ص10)

بی‌شک تعهد هم مهم است؛ اما در گام دوم. 

بله؛ اگر کسی پیدا شد که هم در تخصص و هم در تعهد ممتاز بود همانند مالک اشتر، تردیدی در انتخاب و انتصاب او نیست. 


اصلح و افسد

معرفی این شش بزرگوار از سوی شورای محترم نگهبان به این معناست که این شش نفر برای رئیس جمهور شدن صلاحیت دارند. بر این اساس کسی حق ندارد یکی از این افراد را فاقد صلاحیت و بدتر از آن، فاسد و فاقد صلاحیت بداند و مردم را از رأی دادن به او منع کند.

شگفت؛ بلکه اسفناک‌تر اینکه برخی همه را فاسد دانسته و در توجیه شرکت خود در انتخابات، با قیافه و لحنی که از آن لطف کردن می‌بارد، سخن از دفع افسد به فاسد می‌گویند!

حق این است که بر اساس قانون، افراد احراز صلاحیت شده‌؛ همگی صلاحیت دارند و هر کس، به هر کدام از ایشان، به هر دلیلی رأی دهد؛ انتخاب او محترم است و عمل او از سوی نظام و طرفداران نظام، شایستۀ تقدیر.

بله؛ عقل حکم می‌کند که انسان بین صالحین اصلح را انتخاب کند؛ مردم نیز همین کار را می‌کنند؛ اما به چه دلیل کسی را که من بر اساس گرایش و باورم اصلح می‌دانم دیگران نیز باید اصلح بدانند؟

«مهم»، شرکت در انتخابات است و «اهم»، قدرشناسی از شرکت کنندگان و بالاتر از همه دانستن قدر این مردم از سوی مسئولان نظام. 


اصلح

رئیس جمهور در ایران، نفر اول قوۀ مجریه است؛ بنابراین کسی برای تصدی این پُست، اصلح است که از توان مدیریت اجرایی بالاتری برخوردار باشد.

تردیدی در کاستی‌ها نیست؛ اما دلیل انتخاب، داشته‌ها و توانائی‌هاست؛ باید دید معدلِ قوّت و ضعف‌های چه کسی از بقیه بالاتر است.

به نظر بنده (با ادای احترام به نظر دیگران) در بین این شش بزرگواری که صلاحیت‌شان برای رئیس جمهور شدن احراز شده است؛ کسی که در عملْ ثابت کرده معدلی بسیار بالاتر از دیگران، در مدیریت کلان دارد آقای قالیباف است.

او تا کنون چندین مدیریت کلان را برعهده داشته است و در مجموع توانسته معدل بالا و قابل قبولی از خود ارائه دهد.

در آخرین مورد، او 12 سال است که توانسته تهران را به شایستگی اداره کند؛ تهرانی که خود کشوری است در مقیاس کوچک.

دیگر بزرگواران یا چنین سابقه‌ای را ندارند و به صِرفِ احتمالِ موفقیتْ نمی‌توان کاری چنین مهم و خطیر را به آنها سپرد؛ یا اگر دارند از نظر بنده معدلشان مقبول نیست.

تنها کسی که هم مدیریتِ کلانِ مدت‌داری را به شایستگی تجربه کرده و هم از معدل بسیار خوبی برخوردار است آقای قالیبلاف است.

این نظر من به عنوان یک نفر رأی دهنده است؛ به انتخاب دیگران احترام می‌گذارم و «هیچ» بحثی با دیگراندیشان و مخالفان ندارم.


کانال تلگرام : 

صفحه 1 از 712345...قبلی »

کد آمار