اگر خواستی عاشق شوی از من به تو نصیحت...
عاشق کسی شو که اسم کمیابی داشته باشد
عاشق کسی شو که لباس پوشیدنش شبیه هیچ کس نباشد
یا لال باشد... یا صدایش یگانه و بی همتا باشد
عاشق کسی شو که با تو هیچ ترانه ای را یکسان دوست نداشته باشد
خر نشوی ترانه ی محبوبت را با او گوش کنی!
مخصوصا با هدفون... یکی توی گوش تو یکی توی گوش او
عاشق کسی شو که اهل دیوانه بازی های پیامکی نباشد
عاشق کسی شو که از رنگ پوستش تا آداب راه رفتنش بی نظیر باشد... بی شبیه 
برای خودت می گویم... برای خودت...
که اگر دلبرت ترکت کرد... که اگر دلبرت ترکت کرد...
با شنیدن اسمی شبیه اسمش از زبان بیگانه ای بد خلق 
دیدن کسی که لباسی شبیه لباس های او پوشیده 
صدایی شبیه صدایش وقتی تورا صدا می کرد... و یک میم می چسباند اخر اسمت...
وقت آهنگ گوش کردن... در پیاده روی های شبانه طولانی 
با هر بهانه ای روزی چند بار نمیری
برای خودت می گویم... اگر خواستی عاشق شوی هیچ از یاد مبر
که دنیا به کام عاشقان نیست و روزی آدم دل بسته ی خون دل است... دیر...یا زود!
و هیچ از یاد مبر که باد های خران در راه اند..تا نوبهار است بخند..بخند...بخند...بخند ...بخند ..بخند...
و سر خوشانه برقص... و بنوش و ببوس
که زیر گوش زمانه، صدای مست منصور حلاج می آید که فرمود
"در عشق دو رکعت است که وضوی آن درست نیاید الا به خون...."