تبلیغات

ads

تو محبوبی و از محبوب جز این انتظاری نیست

5 views
۲ام دی ۱۳۹۳


چه جادو خوانده ای بر لب که در هر بار می خندی

فرشته محو می گردد پری را دست می بندی

نگاهت سرد مثل نیمه ی بهمن ولی هر گاه

نگاهم کرده ای قلب مرا از ریشه برکندی

دو دریا شور و شیرین در وجود خویشتن داری

که نیمی زهری و تلخی و نیمی نوشی و قندی

چه رازی هست تا بر شانه هایت تکیه ای دادم

تو هم مثل برادرها مرا در چاه افکندی

گره شل کرده بودی تار مویی آشکارا شد

به این افسون مرا دیوانه تر کردی و خرسندی

به حافظ شرح حال خویش را گفتم به زاری گفت

ورای حد تقریر است شرح آرزومندی

تو محبوبی و از محبوب جز این انتظاری نیست

میان سینه ات با مهر و الفت نیست پیوندی


شاعر احسان اکابری


کد آمار