تبلیغات

ads

نقطه امید

10 views
۲۶ام آبان ۱۳۹۵

از خواب بیدار میشوم،  یک شبِ راحت و بدون دغدغه را پشت سر گذاشته ام.

به فکر نوشیدن یک لیوان آرامش هستم.فراموشش میکنم.از شدت خوشی دیشب لباس هایم را عوض نکرده ام. از روی کشو عینک ام را برمیدارم به همراه سوییچ موتور

ساعت تقریبا دوازده ظهر است. از خانه بیرون میایم،به سمت تنهایی میروم به همراه بهمن! بعد از ده دقیقه سواری به مکانم میرسم،هیییچ صدایی نمیاید،جز صدای پرندگانی که روی آب ها در حال پرواز اند. مه همه جارا فرا گرفته،سیگارم را روشن میکنم،به آب خیره میشوم و صدای آهنگ را بیشتر میکنم.ترانه ای معروف از استینگ

این صحنه مرا عاشق تر از همیشه میکند.مرا در خودم حل میکند و به بهترین شکل ثانیه هایم را رقم میزند،نفس میکشم و هوا را در خودم به بازی میکشم با تمامیِ سختی ها این لحظه بهترین لحظه روزم میشود.

آرامشم را مدیون اینجا هستم، جایی که کسی با من کاری ندارد،من برای خودم هستم و کسی آزارم نمیدهد.اینجا من هستم و رویا های من، من و فکر های آینده نگرانه ام

من و خودم

جنگ و صلح


تبلیغات

مطالب مشابه با این مطلب

ارسال نظر به نقطه امید


کد آمار