تبلیغات

ads

خمش باش

6 views
۲۳ام آبان ۱۳۹۵

یک مسیر طولانی، یک جاده بی انتها که هرچه میروم نمیرسم! این مسیر ها را در گذشته به راحتی طی میکردم، اما حال نمیتوانم عبور کنم و خودم را از بین خط ها رها کنم

شاید هم برسم!ولی با تاخیر که به درد هیچ کسی نمیخورد.دنیا را صفر و یک میبینم یا ایده آل من باشد یا اصلا نباشد، خودم هم همینطورم یا کامل و با وجود هستم یا نابود و محو ام.

هرروز به میزان این توهم ها اضافه میشود و بالاتر میرود، تمام عقده هایم جوش های چرکی شده اند و از بدنم بیرون زده اند، دیشب ریشم را زدم، خودم را در آینه نگاه کردم.صورتم فرو رفته شده! یه گودیِ مشهود که تا چند وقت پیش زیر ریش هایم پنهان شده بود،حال مشخص است و چهره یک بیمار را به طور واضح نشان میدهد.

دیدن طلوع خورشید احساس فوق العاده ایِ که هرروز تجربه اش میکنم

دیشب با دیدن یک صحنه از سریال مورد علاقم چندین دقیقه اشک ریختم، آن هم با لبخند رضایتی که بر صورتم بود. بدون توقف هق هق میزدم و اشک میریختم حتی بعد از تمام شدن آن قسمت! بهترین حس چند هفته اخیر را دیشب بعد از تماشای سریالم داشتم


تبلیغات

مطالب مشابه با این مطلب

ارسال نظر به خمش باش


کد آمار