تبلیغات

ads

عشق ، اشک ، تقدیر

86 views
۲۰ام بهمن ۱۳۹۴
 

اشک هایم در دلِ سنگِ تو تاثیری نداشت

در سَرِ آشفته ام خواب تو تعبیری نداشت

 

آنهمه تعریف و تمجیدِ تو کردم نازنین

باز بر تصمیم جان کاهِ تو تغییری نداشت

 

عشق شد فرمانروایِ قلب بیمارِ من و

آمدی گفتی که این سلطان، تدبیری نداشت

 

دَم به دَم مِی می زدم بالایِ این حسِ قشنگ

غافل از این عاشقی ، گویا که تقدیری نداشت

 

در هوای بی تو جز جان دادنم راهی نماند

لیک می گویم که این معشوقه تقصیری نداشت

 

مهدی فتوحی

تبلیغات

مطالب مشابه با این مطلب

ارسال نظر به عشق ، اشک ، تقدیر


کد آمار