تبلیغات

ads

سیمرغ ۲۰۱۶-۰۶-۲۱ ۰۱:۳۶:۵۲

7 views
۱ام تیر ۱۳۹۵
نیمه های شب است و من در  حالی که از خستگی و کلافگی زیر و رو کردن دفترچه انتخاب رشته دانشگاه به صفحات دنیای مجازی پناه برده‌ام تصمیم گرفتم چند تا کلمه هم اینجا بنویسم.

سال پیش تصمیم گرفتم برای ارشد درس بخونم. شروع خوبی داشتم و تقریبا تا ماه آبان خودم ر. با رتبه تک رقمی تصور می‌کردم. اما کم کم گرفتاریهای من زیاد شد. یکی دو تا پروژه گرفتم و بعد هم خونه تکونی عید و تعطیلات عید و عمل جراحی پسرم و امتحانات دخترم و این جور بهونه‌های مسخره...این شد که کتاب های درسی رو بوسیدم گذاشتم کنار . خوب باید بگم کنکور سراسری امسال واقعا راحت بود. با اینکه چیز زیادی نزدم اما مجاز به انتخاب رشته شدم.

هنوز در مورد رفتن به دانشگاه مرددم اما با توجه به وضع موجود و محدودیت هایی که دارم راه دیگه‌ای برام نمونه. جدای اینها من عاشق درس خوندن و شاگرد اول شدن هستم:)

می مونه هزینه شهریه که اون هم چشم امیدم به خدا و همسر جان است. هر چند الان 2 ساله که تمام درآمدم رو برای شهریه احتمالی پس انداز می کنم.

امیدوارم هر اتفاقی قرار هست بیافته به صلاح من و خانوادم باشه و باعث بشه آرامش بیشتری به زندگیمون تزریق بشه.

چقدر دهه چهارم زندگی پر فراز و نشیبه! هر قدر سنمون بالاتر می‌ره اتفاقات مهمتر و امتحان‌ها سخت‌تر میشن. دائم به خودم یادآوری می کنم این خاصیت زندگیه و نباید خودم رو ببازم. اما بعضی شرایط مثل بیماری یا از دست دادن یک عزیز خیلی سخت و ناگواره ...

امسال شروع خوبی نداشتیم اما خدا رو شکر بعد از گذشت چند ماه اوضاع آرومتر  و حتی بهتر شده! آدم واقعا نمی دونه که یک دقیقه بعد چی در انتظارشه.

 

تبلیغات

مطالب مشابه با این مطلب

ارسال نظر به سیمرغ ۲۰۱۶-۰۶-۲۱ ۰۱:۳۶:۵۲


کد آمار